سرزمين رو ياهـــــــــــــــــــــــــا
زندگي يعني ايمان...هنر...دوست داشتن و آزادي
يادم امد ان همه صفا ي دل كه بود خفته در كنار كودكي رنگ گل جمال ديگر در چمن داشت اسمان جلال ديگر پيش من داشت شور وحال كودكي برنگردد دريغا قيل و قال كودكي برنگردد دريغا
يادم امد شوق روزگار كودكي مست بهار كودكي
نوشته شده در چهارشنبه 1387/08/15ساعت
5:39 بعد از ظهر توسط یاس| |
| Design By : Night Skin |

هیچکی نگفت یه دختر تنها، تو این شهر شلوغ
بین نگاه هرزهي مردم سر تا پا دروغ
چه حالی داشت وقتی همه آرزوهاش مرده بودن
وقتی که دستای پلید، آبروش رو برده بودن
هیچکی نفهمید چی کشید
وقتی که مرگش رو میدید
توی هجوم نعرهها، هیچکی صداش رو نشنید
بدون دروغ نیست این حرفا، داره صحت
همهي ماها شدیم یه مار چار و سه خط
ماییم وارث درد، ماییم باعث مرگ
غیرت ایرونیها رو صاعقه زد
حرفا بحثا رفت رو اعصاب، شد کابوس بد
کمکم خواست به صدا در بیاره ناقوس مرگ
دختر ایرانی، ناموس تو! ناموس من!
چرا کاری کردیم خودش بره به پابوس مرگ
چطوری دلمون اومد با آبروی یك دختر
ما بازی کنیم که زندگیش بشه مختل
تو کنج اتاق تکیه داده اون تنها
خدا اشک رو به اون هدیه داده بود شبها
ولی حالا شب و روز، چشما تشنهي اشک
طوری که دیگه تموم شده بود چشمهي اشک
گفت به خدا «ای خدای من، فقط یه خواهش:
به من بگو همهي اینا فقط یه خوابه!»
ولی خواب نیست دخترک، بیدار بود
دخترک بازیچهي جماعت بیکار بود
بيمار شد از تهمتهای کثیف و نابجا
ای خدا، بده دختر رو از دسیسهها نجات
پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ؟
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
بیمار شد از تهمتهای کثیف و نابجا
ای خدا، بده دختر رو از دسیسهها نجات
تا به حال همچین بلایی سرت نیومده
که اگه بیاد، میگی «بلا از این بدتر اومده؟»
ولی کدوم ما، جامون رو گذاشتیم جاش
که ببینیم چی میکشه، ما هم بسوزیم پاش
کاش «یاس» میمرد همچین روزی نبود
که غیرت بمیره به دست یه خنجر عمود
خنجر به دست یکی بود، ما همکارشايم
که توی جهنم، ما هم با اون همبالشایم
خطاب به اون پسر که «چهقدر میتونی کثیف باشی؟
کاری که تو کردی، بدتر بود از اسید پاشی»
تو که حاضری خود رو بکشی واسه حسین
تو که محرم رو سیاه میپوشی واسه حسین
حسین گفت اگه دین نیست، باشیم آزادمرد
نه واسه یه سیدی کثیف کنیم بازار رو گرم
اون دختر، زحمتها کشید تا به شهرتی رسید
واسه لذت بردن از اسمش یه مهلتی بدید
گفتید «صحبتی جدیده
نوبت همینه»
با سرعتی عجیب
چه تهمتی زدید!
پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ؟
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
الکی تبصره نزن، خودتو تبرئه کنی
تو عقل داشتی، خود تو رهبر خودي
ولی دونسته خودت رفتی عقب گناه
پس بشین تو منتظر غضب خدا
ولی نه! ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازهست
پس بدون که راه برای برگشت، باز هست
باید راه بست به تبلیغ بیشتر
و سعی کرد برای تبدیل خویشتن
به انسان واقعی با همهي صفات
باانصاف و واقعبین، حاضر واسهي دفاع
میگم به اونایی که واسه باقی حق تشنهن
«شک نکن! تو همین حالا سیدی رو بشکن
بین نگاه هرزهي مردم سر تا پا دروغ
چه حالی داشت وقتی همه آرزوهاش مرده بودن
وقتی که دستای پلید، آبروش رو برده بودن
هیچکی نفهمید چی کشید
وقتی که مرگش رو میدید
توی هجوم نعرهها، هیچکی صداش رو نشنید
بدون دروغ نیست این حرفا، داره صحت
همهي ماها شدیم یه مار چار و سه خط
ماییم وارث درد، ماییم باعث مرگ
غیرت ایرونیها رو صاعقه زد
حرفا بحثا رفت رو اعصاب، شد کابوس بد
کمکم خواست به صدا در بیاره ناقوس مرگ
دختر ایرانی، ناموس تو! ناموس من!
چرا کاری کردیم خودش بره به پابوس مرگ
چطوری دلمون اومد با آبروی یك دختر
ما بازی کنیم که زندگیش بشه مختل
تو کنج اتاق تکیه داده اون تنها
خدا اشک رو به اون هدیه داده بود شبها
ولی حالا شب و روز، چشما تشنهي اشک
طوری که دیگه تموم شده بود چشمهي اشک
گفت به خدا «ای خدای من، فقط یه خواهش:
به من بگو همهي اینا فقط یه خوابه!»
ولی خواب نیست دخترک، بیدار بود
دخترک بازیچهي جماعت بیکار بود
بيمار شد از تهمتهای کثیف و نابجا
ای خدا، بده دختر رو از دسیسهها نجات
پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ؟
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
بیمار شد از تهمتهای کثیف و نابجا
ای خدا، بده دختر رو از دسیسهها نجات
تا به حال همچین بلایی سرت نیومده
که اگه بیاد، میگی «بلا از این بدتر اومده؟»
ولی کدوم ما، جامون رو گذاشتیم جاش
که ببینیم چی میکشه، ما هم بسوزیم پاش
کاش «یاس» میمرد همچین روزی نبود
که غیرت بمیره به دست یه خنجر عمود
خنجر به دست یکی بود، ما همکارشايم
که توی جهنم، ما هم با اون همبالشایم
خطاب به اون پسر که «چهقدر میتونی کثیف باشی؟
کاری که تو کردی، بدتر بود از اسید پاشی»
تو که حاضری خود رو بکشی واسه حسین
تو که محرم رو سیاه میپوشی واسه حسین
حسین گفت اگه دین نیست، باشیم آزادمرد
نه واسه یه سیدی کثیف کنیم بازار رو گرم
اون دختر، زحمتها کشید تا به شهرتی رسید
واسه لذت بردن از اسمش یه مهلتی بدید
گفتید «صحبتی جدیده
نوبت همینه»
با سرعتی عجیب
چه تهمتی زدید!
پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ؟
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
الکی تبصره نزن، خودتو تبرئه کنی
تو عقل داشتی، خود تو رهبر خودي
ولی دونسته خودت رفتی عقب گناه
پس بشین تو منتظر غضب خدا
ولی نه! ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازهست
پس بدون که راه برای برگشت، باز هست
باید راه بست به تبلیغ بیشتر
و سعی کرد برای تبدیل خویشتن
به انسان واقعی با همهي صفات
باانصاف و واقعبین، حاضر واسهي دفاع
میگم به اونایی که واسه باقی حق تشنهن
«شک نکن! تو همین حالا سیدی رو بشکن
- هفته سوم اسفند 1388
- هفته دوم اسفند 1388
- هفته اوّل اسفند 1388
- هفته اوّل بهمن 1388
- هفته دوم آذر 1388
- هفته چهارم آبان 1388
- هفته دوم آبان 1388
- هفته چهارم مهر 1388
- هفته سوم مهر 1388
- هفته دوم مهر 1388
- هفته اوّل مهر 1388
- هفته چهارم شهریور 1388
- هفته دوم شهریور 1388
- هفته چهارم تیر 1388
- هفته چهارم اردیبهشت 1388
- هفته سوم اردیبهشت 1388
- هفته دوم اردیبهشت 1388
- هفته اوّل اردیبهشت 1388
- هفته چهارم فروردین 1388
- هفته سوم فروردین 1388
- هفته اوّل فروردین 1388
- هفته چهارم اسفند 1387
- هفته سوم اسفند 1387
- هفته دوم اسفند 1387
- هفته چهارم بهمن 1387
- هفته سوم بهمن 1387
- هفته دوم بهمن 1387
- هفته اوّل بهمن 1387
- هفته چهارم دی 1387
- هفته دوم دی 1387
- هفته اوّل دی 1387
- هفته چهارم آذر 1387
- هفته سوم آذر 1387
- هفته دوم آذر 1387
- هفته اوّل آذر 1387
- هفته چهارم آبان 1387
- هفته سوم آبان 1387
- هفته دوم آبان 1387
- هفته اوّل آبان 1387
- هفته چهارم مهر 1387
- هفته سوم مهر 1387
- هفته دوم مهر 1387
- هفته اوّل مهر 1387
- هفته چهارم شهریور 1387
- هفته سوم شهریور 1387
- هفته دوم شهریور 1387
- هفته اوّل شهریور 1387
- هفته چهارم مرداد 1387
- هفته سوم مرداد 1387
- هفته دوم مرداد 1387
- هفته اوّل مرداد 1387
- هفته چهارم تیر 1387
- هفته اوّل تیر 1387
- هفته چهارم خرداد 1387
- هفته سوم خرداد 1387
- هفته دوم خرداد 1387
- هفته اوّل خرداد 1387
- هفته چهارم اردیبهشت 1387
- هفته سوم اردیبهشت 1387
- هفته دوم اردیبهشت 1387
- هفته چهارم فروردین 1387
- هفته سوم فروردین 1387
- هفته دوم فروردین 1387
- هفته اوّل فروردین 1387
- هفته چهارم اسفند 1386
- هفته سوم اسفند 1386
- هفته دوم اسفند 1386
- هفته اوّل اسفند 1386
- هفته چهارم بهمن 1386
- هفته سوم بهمن 1386
- هفته دوم بهمن 1386

